=== تلخ است...===========
من پیــــر شدم ،دیـر رسیدی،خبری نیست
ماننــــد من آسیــمه سر و دربـدری نیست
بســـیـار بــــرای تـو نـوشـتـم غـم خـود را
بســـیـار مرا نـــامه ،ولی نامه بری نیست
یک عمــــر قفس بست مسیر نفســــم را
حالا که دری هست مرا بال و پری نیست
حـالا کـه مـقــــدر شــده آرام بگـیـــــرم
سیـــلاب مرا بـرده و از من اثـــری نیست
بگـذار که درهـــا هـمگـی بسـته بـمانـنـد
وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست
بگــذار تبـــر بـرکـمــر شـــاخــــه بکـــوبد
وقتی که بهـــار آمد و او را ثمــری نیست
تلــخ است مرا بودن و تلخ است مرا عمر
در شهــر به جز مرگ متــاع دگری نیست
+ نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 1:7 توسط راز
|