چنـــــد ماهی بود شعـــــری بر لبـــم جاری نمی‌شد
یـــــــک دو بیتی گفتـــــم اما سست با اکــــراه گفتم

امشب از یمن نــــــگاهت، ای نـــــــگاهت باغ رویش
یک ربــــــــاعی، یک قصیـــده، یک غزل دلخواه گفتم

شـــــــاد در ایوان نشستم با تو در مهتــــاب، بی‌تاب
چنــــــــد بیتی مثنـــــــــــــوی هم زیر نور ماه گفتم

نیمه‌شب شد شب‌بـه‌خیری گفتم و اشکی فشاندم
وقت رفتن یــــــــک غـــــزل هــــم با ردیف آه گفتم

بازمی‌گشتـم به خـــــــانه مست از افسون شعـرت
مستــــــــزادی عاشقـــــــــانه در میـــان راه گفتـم

قطعه‌ای راهم که می‌خوانی همانشب مست و بیخود
خــــــواب بودم، خــــــواب می‌دیدم تو را ناگاه گفتم