روزی پـــــــدربزرگ سرخپوستی برای نوه‌اش از جنگی صحبت کرد

که درون هر انسانی وجــــــــود دارد.او گفت پسرم این جنگ درون

همه ما و بین دو گرگ در حال وقوع است.یکـی از گرگها شر است.

او عصبانی، حسود، محــــزون، متأسف، طماع، متکبر، خودشیفتــه،

گناهکار،کینه‌ای،پست،دروغگو،برتری طلب وتنهاخواستارخوداست.

دیگری خیراست. او سرخوش،آرام، صلح‌جو،عاشق، امیدوار،فروتن،

مهربان، خیرخواه، سخاوتمند، یکـدل، صادق، دلسوز و باایمان است.

پسرمدتی به این مسئله فکرکردو پرسید خب حالا کدام گرگ برنده

می‌شود؟پدربزرگ جواب داد:



"" گرگی که تو غذا می‌دهی و می‌پرورانی... ""