چاهی ازبغضـــم و دلتنـگ نگـــه داشته ام

نفس حبســـــــم و آهنــگ نگـــه داشته ام


بال پـرواز من و حلــــــــقه ی نا کــامی ها

مـــــرغ را در قــفس تنـــگ نـگه داشته ام


مثــــــل هر  آینـــه ای  بیم شکستن دارم

شیـــشه را در بغــل سنگ نگه داشته ام


پُــــرم از خواب پلنـــگان و به جـز دوری تو

آه ای ماه چه در چنـــــگ نــگه داشته ام


بیــــم هر لجظــــه فرو ریختنــــم را دارم

کـــــوه را در قفس سنگ نگـه داشته ام