===روی لبهای تو وقتی ردی ازلبخندنیست============
روی لب هـای تــو وقتــی ردی از لبخند نیست
در وجــــودم سنگ روی سنگ دیگر بند نیست
اخــــم هایت را کمـی وا کـــن که تاب آوردنش
در تـــوان شانـه های خستـهء الـــــوند نیست
خواجـــه ی قاجار اگر چشم کسی را کور کرد
قصه اش آنچـه مـــورخ ها به ما گفتند نیست،
خواست تا از چشم زخم دشمنان حفظت کند
خــوب مـی دانست کـار آتش و اسپند نیست
آنقـدر شیریــن زبانــــی کـار دستــم داده ای
قند خـــون از خوردن ِ بیش از نیاز ِ قند نیست
ای تنت شیــراز راز آلـــود فتــــحت می کنم
گرچـــه در رگ هام خـون پادشاه زند نیست
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 0:10 توسط راز
|