غمخوار من! به خانهء غم ها خوش آمدی
با من به «جمــع» مردم تنها خوش آمدی

بین جماعتــــــــی که مرا سنگ می زنند
مــی بینمت... بـــرای تماشا خوش آمدی

راه نجاتم از شب گیسوی دوست نیست
ای من به آخــرین شب دنیا خوش آمدی

پایان ماجرای دل و عشق، روشن است
ای قایـــق شکسته به دریا خوش آمدی

با برف پیــری ام سخنی غیر از این نبود
منت گــــذاشتی به سر ما خوش آمدی

ای عشق ای عزیــــزترین میهمان عمر
دیـــــر آمدی به دیــدنم اما خـوش آمدی

----------------------------------------------------------------------------------

پ.ن : میان آن همه الف وب و مشقهای دبستان،آنچه واقعاواقعیت داشت خط فاصله بود