== بغض شاعر شکست ===========
بیشتر از سنگهایت شیشه صد چنــــدان شکست
درپـــی خـــواب زمستــــان بــاور گلــدان شکست
رفتـنت کابــــوس هــــای بـــــاغ را تعبیــــر کــرد
شاخه های سرو هم در عصر یخبنـــدان شکست
عده ای در روستــــا با عشـــق مشکـــل داشتند
مرد چوپانی نی اش در دست نــــامردان شکست
دختــــر ارباب رعیـت زاده ای را جــــا گذاشت
قاب عکسی مشترک باچهره ای خندان شکست
پک به سیـــگارش زد و تــــوی گلویش حبس کرد
داد زد مهــر سکـوت کهنـــه ی زنــــدان شکست
عصرها تنــــها نشستن-کــــافه-پی در پی دلش
بـــــا مــرور خاطراتـــی از حنــــابنــدان شکست
چـــای را یکباره نوشید و لبش می سوخت ...آی
دست لرزید(استکان )درحسرت (قندان)شکست
بعــد اقــرار هــــزار و سیصد و انـــدی غـــــزل!
بغض شاعر ساده در جمــــع هنرمندان شکست
+ نوشته شده در شنبه دوم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 1:30 توسط راز
|