=== دیوانه چنین باید =========
هوشم به نگاهی برد ، جانــــــــانه چنین باید
یک جرعه خرابـــــم کرد ، پیمانــــه چنیـن باید
تا کــــــــرد بنـا عشقت ، افسانـــهٔ هجـران را
در خــــــواب فنــــا رفتم ، افسـانه چنین باید
از بس که غبار غــــــم، از سینــه بشد رُفتـه
تا زانـوی دل گرد است،این خــانه چنین بایـد
بیـــــــــگانه به دور من ، رخســاره کند پنهان
رنجش نتـــــــــوان کـردن، بیـــگانه چنیـن باید
نادیــده جمـــــال او ، مهـــرش ز دلــم سر زد
ناکــــاشته می رویــد ، این دانــــه چنین باید
می بینم ومی جویم ،می چینــم و می ریزم
می خنـــدم و می گریـم ، دیوانــه چنین بایـد
در خون ،جگر عرفی ، می غلتد و می سوزد
در آتش خــود رقصـــد ، پــــروانه چنیـن بــاید
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 4:49 توسط راز
|