=== آدم و حوای دیگری...==============
من را به شکل آدم تنهای دیگری
تبعید کرده اند بــه دنیــای دیگری
تا اینکه یک غروب همین چند وقت پیش
تـــو آمدی بـــه هیئت حـــوای دیگـــــری
ای عشق مدتی است دلم غرق لذت است
بخشیده ای بـه درد تـو معنــای دیگری
با خلق تو گذاشت خدا جن و انس را
ناکـــام در جواب معمــــای دیگــــــری
عمری است در غزل سخن ازحسن یوسف است
دیگـر رسیده نــوبت زیبــای دیگـری
اینبار چند میوه ی نارنج لازم است؟
در من حلول کرده زلیخـــای دیگری
پایان قصه هیچکسی جز من و تو نیست
ایـن بار من کنــار توام جـــای دیگری
گفتی که شعرهام شبیه گذشته نیست
طبعـم رسیده است بـــه امضــای دیگری
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 23:23 توسط راز
|