ارتبــــاطی ساده و بــــی دردسر می‌خـواستی

رازداری مطمئـــن از هــــر نظـــر می‌خواستـی

عاشقی بـا چشم و گـوش بسته منـظور تو بود؟

یا غـــلامی گیج و لال و کور و کـر می‌خواستی؟

بوسه نه! همخـوابه نه! حتــی قراری ساده نه!

دفتــــری ازخــــاطرات بــی‌خطـر می‌خواستی!

سن من از ایــــن ادا اطـــــوارها دیگــر گذشت!

مردِ کــــــــامل بودم اما تو  پسر می‌خـواستی!

گفته بودم کارمن عمـری شبیخـون بوده است!

از من اما جنگــــجویی بی‌جگـر می‌خـواستی!

عذرمی‌خواهـم! بـلانسبت! ولـی با این حساب

احتمالاً جای خاطـرخواه " خــر" می‌خواستی!