دوستان معجزه زندگيند.

گاه در اوج غم و غصه و درد،

يادي از خنده و يا لبخندي

گرهي از دل پردرد تو را وا بكند،

مرهم زخم تو پيدا بكند.

گرچه شايد، حتي،

نه تو او را ديدي

و نه اميد به ديدارش هست.

ولي از بوي خوش پاكي و زيبايي او

که در این نزدیکی است،

دل طوفان زده ات گرم شود.

و تو خود مي بيني

غرق شادي شده اي.

همه، شادي شده اي.

پس تو هم باور كن

دوستان معجزه زندگيند.