گاهی شرارشرم وگاهی شــورشیــدایی است

این آتش ازهـر ســر که برخیزد تماشایی است

دریـــــا اگر سر می زند بر سنــــــگ حــق دارد

تنـــــــها دوای درد عاشق نــاشکیبــــایی است

زیبای من ... روزی که رفتـــی با خــــودم گفتم

چیـــزی که دیگر بر نخواهد گشت زیبایی است

راز مرا از چشـــــم هایم می تــــوان فهمیــــد

این گریه های ناگهــــان ازتـرس رسوایی است

این خیـــــــره ماندن ها به ساعت های دیواری

تمـــــرین برای روزهایــــی که نمی آیی است

شاید فقـــــط عاشق بداند « او » چرا تنهاست

کامل ترین معنــــــا بــرای عشق تنهایی است