=== ققنوس بدرودی ندارد=============
گرچه باتوشرح این شب ناله ها سودی ندارد
لیک بیچـــــــــاره دل من جزتو معبــودی ندارد
در غــــزل پیچیــــــده ام اندوه بـی اندازه ام را
گرچه می دانم کـه زخم عشق بهبـودی ندارد
کیست تا در یابد ازشب گریـه هایم سوختن را
آتشی در جــانم افتــاده است که دودی ندارد
تـــا، نسوزانـــــم شمـا را آی هـــم پــروازهایم
نیست ققنــوسی که بال آتش آلودی ندارد
شعلـــهء تکــرار پروازی است درخـــاکستر من
گرچه می سوزد ولیکــــن میل نابـــودی ندارد
من سوالی از تو کردم، عاشقـی اشکال دارد؟
با تبسم هـــــای راز آلــــود فــــرمودی ندارد !
هرســــلامی می کشد باخویشتن بدرودها را
جز ســـلام عشق که با خویش بدرودی ندارد