=== رسم قدیمی تر ها==========
پیش از اینها عاشقی رسم فراموشی نداشت
شمع محفل تا سحر سودای خاموشی نداشت
بــــزمْ حرمت داشت و در جمــع کس با دیگری
خنــــدهء زیر لب و حــــــرف در گوشی نداشت
هر کســی از راه معمــــول خـودش میآمد و
در بســــاطش قابلــه داروی بیهـوشی نداشت
هر که در آغوش معشوق خــودش خرسند بود
در خیـالش نقشــــهء اشغــال آغوشی نداشت
پـــــردهای وقتی که میافتــــاد در بین دو تـن
تشت رسوایی به عالم هیچ سرپوشی نداشت
گرچـــه در اوجـــم! نترسی! سایــهء بال عقاب
هیــــچ آسیبی برای هیــــچ خرگوشی نداشت
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 0:1 توسط راز
|