خوبِ من! حیف است حــــال خوبمـان را بد کنیم

راه رود جــــاری احســــــــاسمان را ســد کنیم

عشق،درهرحالتی خوب است؛خوبِ خوبِ خوب

پس نباید با " اگـــــر" یا "شـــــاید" آن را بد کنیم

دل به دریـــــا می‌زنم... دل را به دریــا می‌زنی؟

تا توکّـــــل بر هـــــــر آنچـــه پیش می‌آید کنیم

جای حسرت خوردن و ماندن، بیا راهی شویم

پایمــــــان را نــــذر راه و قســمتِ مقصد کنیم

می‌توانی، می‌توانم، می‌شود؛ نه! شک نکن

بــــاورم کن تـــا " نباید" را " فقـــط باید " کنیم

زندگـــی جاریست؛ بسم الله... از آغـاز راه...

نقطـــــه‌های مشترک را می‌شود ممتدکنیم

آخـــــرش روزی بهــــار خنده‌هامان می‌رسد

پس بیــــا باعشق، فصل بغضمان را رد کنیم