خدای به آی خودش درد را صدا کرده‌ست
که درد می‌کند از بس خــدا خدا کرده‌ست

به او بگـــــو چه بگــــــویم که درد را ببَرد
درِ دعـــــــای مرا هم به درد وا کرده‌ست

چنــــان در آتش دردم کـــــه از ازل انــگار
دو دست خونیِ شیطان مرادعا کرده‌ست

به خنــــده گفت که « اِقْرأ وَ ربُّکَ الأَکْرَم »
و پیش از آن که بخـوانم مـرا دوا کرده‌ست