=== فصل سرد...======
عشـــــق از در آمد و از خـــانه ایمــان رفته است
دلخوشی های من آه...ازدست آسان رفته است
قلب مـن - این کـــــودک شر- بـــاز دلتنگت شده
زیر جلدش تا تو را دیـده ست شیـطان رفته است
در من آشوبــــی به پا کـــردی که بعــد از رفتنت
انچه عمـــری داشتم همـراه طوفــان رفته است
کام من تلــــخ است قدری شعر خـــوبم می کند
بی تو اما حیف دیگـــر آن غزلخـــــوان رفته است
تا سراغت راگـــرفتم در جـــــــــــوابم گفتـــه اند
چند سالـــی می شود از این خیـابان رفته است
" من کسی در ابتــــدای فصـــل سـردی دیگرم"
روح شعر از جان من با این زمستـــان رفته است
بــــــــاد افتــــــــــاده بــه جـــان بـاغ اما بعــدتو
شورِ رقص از شاخ و برگ این درختان رفته است
چــــای را دم می کنــــم دلتنـــگی ام را تـازه تر
تابه خودمی آیم انگـــاری که مهمان رفته است