===من و تو درک سکوت همیم تا هستیم============
سکـــوت کـردم و فهماندمش عذاب این است
همیـشه پـــــرسش ناگفته راجواب این است
به نعـره خـــواست به آرامشم خطـــی بکشد
سکـــــوت کردم و دریـــــافت بازتاب این است
شکــــسته بود ولـــــی مویــــــهوار میخندید
که چهـــــرهء باختـــه را آخرین نقاب این است
به مهــــر گفتـــــــماش آرام باش و صحبت کن
که در طــــریق سخن حسن انتخاب این است
چـــــه گفـــت؟ راز، نـــــه! اما نپرس و باور کن
کـــــم است زهر، که نوشیدن مذاب این است
نشاندمش که بخوان، خواند و همسکوتم شد
پیـــــــــام نیمـــــهء ناخـــواندهء کتاب این است
ســـــوال کــرد که بــــــا من چه کردهای گفتم
کمی سکــــوت تو را میکند مجاب، این است
من و تــــــو درک سکـــــــوت همیم تا هستیم
و جــــــاودانگی لحظــــــــههای ناب این است
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 0:10 توسط راز
|