زشتی و زیبایی
رسیدند و تصمیم گرفتند تا خود را در دریا بشویند.
لباس از تن درآورده و به شنا پرداختند پس از اندکی
زشتی به ساحــل برگشت و لباس زیبایی را به تن
کرد و راهش را گــــرفت و رفت. زیبایی اندکی
بعــد از دریا بیرون آمد اثری از لباس خـود
ندیدوچون از برهنه بودن خجالت داشت
به ناچار لباس زشتی را به تن کرد و
به راه افتــاد. از آن روز بــه بعــــد
مردان و زنان بسیار آن دو را بــا هــم
اشتبــــــاه گــرفتنـد، امــا کسانــی نیـز
بودندکه صورت زیبایی را دیدند وباوجودلباسی
که به تن داشت او را شناختند و بعضی نیز صورت
زشتی را شناخته و آن را با زیبــایی اشتباه نگرفتند.