حسّ خشمِ تو میان دل من گم شده است

باز خوبم ، نکند سوء تفاهم شده است ؟

باز خوبم ، نکند عاشقیِ این دل من

باز هم دستخوشِ صحبت مردم شده است ؟

باز از این آدم خاکی چه خطا سر زده است ؟

صحبت سیب و یا صحبت گندم شده است ؟

منِ دیوانه دلم تنگ تو بود و دیدم

لب زیبای تو باز ، قحط تبسم شده است

جُرم من چیست ؟ بگو معجزه ی باغ بهشت

باز در ذهن قشنگت چه تجسّم شده است ؟

قهر در چشم تو پیداست ولی حق با توست

هر زمان صحبتی از حق تقدّم شده است

آخر شعر بیا لطف کن و قهر نکن !

باز هم عشق میان غضبت گم شده است