وباز هم شریعتی...
چه
حادثه ای در این جهان از بازی پروانه بر گرد شمع،پرواز پروانه
بر هاله شمع و نشستن و گریختن و سوختن و هیچ نگفتن پروانه بر آتش
شمع زیباتر است؟
آه که چقدر فاصله ما دور است!فکر میکنم که هیچوقت نرسی و من در کنار این دنیا
تنها بمانم و تو همیشه منظره من باشی.
مگر غرورها را برای آن نمی پروریم تا بر سر راه مسافری که چشم به راه آمدنش
هستیم قربانی کنیم؟
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۸۹ ساعت 13:26 توسط راز
|