داود و مورچه
نقل شده كه حضرت داوود عليه السلام در حال عبور از بيابانى مورچه اى را ديد
که مرتب كارش اين است كه از تپه اى خاك برمى دارد و به جاى ديگرى مى ريزد.
حضرت داوود از خداوند خواست كه از راز اين كار آگاه شود ...
مورچه به سخن آمدكه:معشوقى دارم كه شرط خود را آوردن تمام خاكهاى
آن تپه در اين محل قرار داده است!
حضرت فرمود: با اين جثّه كوچك، تو تا كى مى توانى خاكهاى اين تلّ بزرگ را به
محل مورد نظر منتقل كنى ، و آيا عمر تو كفايت خواهد كرد؟!
مورچه گفت: همه ی اينها را مى دانم ولى خوشم که اگر در راه اين كار
بميرم به عشق محبوبم مرده ام!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۸۹ ساعت 21:12 توسط راز
|