شراب خواست. گفتند : " ممنوع است "

آغوش خواست. گفتند : " ممنوع است"

بوسه خواست. گفتند : " ممنوع است "

نگاه خواست. گفتند: " ممنوع است "

نفس خواست... گفتند : " ممنوع است "

... حالا از پس آن همه سال ديکتاتوري...

عاشقانه ....

با يک بطري پر از گلاب ،

آمده اند بر سر خاکش

وگورش به آغوش مي کشند

باولع تمام ، سنگ سرد مزارش  را می بوسند

و عکسي را که بر مزارش به يادگار مانده ، نگاه مي کنند

و در حسرت نفس هاي از دست رفته اش ، به آرامي اشک می ریزند!!!


حامی