هر روز به رنگی
زمانی که بهلول از دولت به نکبت افتاده بود
روزی درآن حال عطسه ای کرد
جمعی که نزدیک او بودند گمان بردند که مگر بادی
از او جداشده اورادشنام دادند وناسزا گفتند
بخندید وگفت : عجب حالی است
در ایام دولت اگرنفخی از من جدا می شدمردم آنرا
عطسه می شمردند ورجمک الله می گفتند
واکنون که در نکبتم عطسه مرا
ضرطه حساب می کنند ولعنک الله می گویند
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم آبان ۱۳۸۹ ساعت 7:55 توسط راز
|