شکارچی
*
*
*
*
دختری
افسـونگر و
زیبا چشمی که
ابروانش بی شباهت
به خنجر بـــــران نبود دل
شوریده حالش راباتیرنگاهش
شکار کرد, ومیان دستان ظریفش
چنگ زنان با خود برد.به او گفتم با دل
زخم دارش چکار خواهی کرد ؟گفت:
به دورش می اندازم.گفتم:پس چرا
شکارش نمودی؟گفت:می دانی
شکارچی بیرحم است,شکار
می کندولی هرگزبه شکار
خود دل نمی بندد.
+ نوشته شده در جمعه هفتم آبان ۱۳۸۹ ساعت 9:5 توسط راز
|