============ایکاش می توانستم============
ای کاش می توانستم باران باشم تا تمام غم های دلت را بشویم
ای کاش می توانستم ابرباشم تاسایه بانی ازمحبت برویت می گسترانیدم
ای کاش می توانستم اشک باشم تا هر گاه که آسمان چشمت ابری
می شد باریدن می گرفت
ای کاش می توانستم خنده باشم تا روی لبانت بنشینم و غنچه بسته
لبانت را بگشایم
ای کاش می توانستم یک پرنده باشم و پر می گشودم و تا دور دست ها
در کنار تو پرواز می کردم و
ای کاش می توانستم سایه باشم تا نزدیک ترین کس به تو باشم ... آری
ای کاش می توانستم سایه باشم تا همیشه و همه جا همراه تو باشم...
=========================================
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 7:45 توسط راز
|