خدا به ما انگشت داده – مامان میگه،« باچنگال غذا بخور »

خدا به ما صدا داده – مامان میگه،« جیغ نزن »

خدا به ما هوس بستنی شکلاتی داده

-مامان میگه،« كلم بخور،حبوبات و هویج بخور »

خدا به ما انگشت داده – مامان میگه،« دستمال بردار »

خدا به ما آب گل آلود داده – مامان میگه،« شالاپ شولوپ نكن »

خدا به ما درسطل آشغال داده كه میشه باهاش شترق صدا داد

ــ مامان می گه، « ساكت باش، خوابه بابات » 

خدا به ما پا داده – مامان میگه،« زیاد تند ندو »

خدا به ما بارون داده – مامان میگه،« مبادا خیس بشی »

مامان میخواد كه ما مراقب باشیم و زیاد نزدیك نشیم

به اون سگهای قشنگ غریبه ای كه خدابهمون داده نوازششون كنیم

ولی آخه خدا به ما جعبه های پر از ذغال، تن های سیاه شده

قشنگ داده،چه جور!

من چندان باهوش نیستم،

ولی یه چیز رو مطمئنم بخدا

یا مامان داره اشتباه می كنه، یا اگه نه، خدا...!!!!

==================================