====عصبانی ام ...دلم می خواد بزنمت====
دلم می خواد دعوا کنیم
تو بگی ... من بگم
تو صداتو بالا ببری ... من صدامو بالا ببرم
تو داد بزنی ... من داد بزنم
تو بلندتر داد بزنی... من بلند تر داد بزنم
تو عصبانی بشی ... من بامشت بکوبم تو سینه ات
تو دستامو بگیری ... من بازم داد بزنم

تو بگی بس کن!... من بغض کنم وباز داد بزنم!
تو بخوای آرومم کنی...ومن گریه کنم و سرمو تکون بدم و باز داد بزنم
تو دستامو ول کنی و محکم بغلم کنی...
من صورتمو فشار بدم به سینه ات و با مشت بزنمت وباز گریه کنم
تو نوازشم کنی...من هق هقکنم و با مشت بکوبم تو سینه ات و باز گریه کنم
وتو باز نوازشم کنی.... و من باز با مشت بزنم تو سینه ات و گریه کنم
گریه کنم و بزنمت ...
به جرم...!
تمام اون روزهایی که تنها رهام کردی و رفتی...
به جرم اومدنت...!
به جرم رفتنت... !
به جرم نموندنت...!

=========================================
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 8:49 توسط راز
|