=== گریز از شیطان ======
شیطانی به شیطان دیگر گفت: آن مرد مقدس متواضع رانگاه کن که در جاده راه می رود.
دراین فکرم که به سراغش بروم و روحش را در اختیار بگیرم...
رفیقش گفت: به حرفت گوش نمی دهد...تنها به چیزهای مقدس می اندیشد.
اما شیطان ، بدون توجه به این حرف خود را به شکل ملک مقرب جبرئیل دراورد و در
مرد ظاهر شد.گفت: آمده ام به تو کمک کنم.مرد مقدس گفت: باید من را با شخص
دیگری اشتباه گرفته باشی... من در زندگی ام کاری نکرده ام که سزاوار توجه
یک فرشته باشم.و به راه خود ادامه داد.
بی آنکه هرگز بداند از چه چیزی گریخته است....
=======================================
+ نوشته شده در شنبه ششم آذر ۱۳۸۹ ساعت 18:33 توسط راز
|