وکیسه کوچک تمام عمر دلباخته لیوان بود. اما...

هر بار که حرف دلش را می زد

صدایش در آبجوش می سوخت

کیسه کوچک چای شد و با تکه نخی

خودرا در دل لیوان جا کرد   و...

از آنجا حرف دلش را با لیوان گفت

آنجا بود که لیوان آهسته     آهسته

از شرم عشق سرخ شد

==============================