===== افسانه =====
روزی ما دوباره کبوترهای مان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی،دست زیبایی را خواهد گرفت.
روزی که کمترین سرود بوسه است
و هر انسان برای هر انسان برادری ست.
روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند
وقفل افسانه ای است
و قلب برای زندگی بس است.
روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی.
روزی که آهنگ هر حرف،زندگی ست
تا من به خاطر آخرین شعر،رنج جست و جوی قافیه نبرم.
روزی که هر لب ترانه ای است
تا کم ترین سرود ،بوسه باشد.
روزی که تو بیایی،برای همیشه بیایی
و مهربانی با زیبایی یکسان شود.
روزی که ما دوباره برای کبوترهای مان دانه بریزیم...
و من آن روز را انتظار می کشم
حتی روزی که دیگر نباشم
==========="شاملو"============
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۸۹ ساعت 8:32 توسط راز
|