باران

ببار که بارش تو التیامی است

بر زخمهای کهنه ی دلم

 باران

 ببار که باریدن تو مرهمی است

 بر دردهای سینه ام

 و ترنم اشکهای تو

 روح خسته بیماری را از گونه هایم می زداید .

باران من تو را ناجی فریادها می دانم

 چرا که خیال سبز شدن را در روح خزان زده ی من می پرورانی

 و عطر طراوت و شادابی را در آسمان بی رنگ روح زندگی ام می پراکنی .

باران دوستت دارم ، چرا که تو مظهر هر پاکی و زیبایی در دنیایی .

بارش تو ، وصل تو ، مراد هر زمینی است .

ای باران ! بیا با من امشب ببار

 چرا که بارش تو گرمی محبت را در دلها شعله ور می سازد

 و آب را به گلوی خسته ام می رساند

 و قلبم را از آتش داغ جدایی دور می کند .  ببار!

========================================