می‌گویند
درمیانِ کلامِ مقطع و خاموشِ نفس‌ها
پیچکی می‌روید با برگ‌های داس
تا راهِ رسیدن به ایستگاه را هموار کند.
نگران نباش 
باران که بگیرد
تمام راه دوباره سبز می‌شود

***** 

پیچکِ نگاهم
دزدانه تا پشت پنجره‌ی
اتاق تو بالا آمده
به کجا خیره شده‌ای!
باران که بگیرد
تمام پنجره پر از پیچک خواهد بود.

 *****

بلورین است
چشمانِ مردی که تو را گم کرده،
از زمستان می‌آید،
نمی‌داند شادی پروازِ پرستوها
در آسمانِ بهار از چیست!