=== همراهان قدیمی ================
آدم ها خیلی زود
همراهان قدیمی را
فراموش می کنند
همین که باران بند
آمدخیلی ها چترهایشان
را جامی گذارند.
زندانی
مرد زندانی می خندیدشاید به زندانی بودن خویش
و شاید به آزادی من!
راستی
زندان کدام سوی میله هاست؟
====================================================
+ نوشته شده در دوشنبه ششم دی ۱۳۸۹ ساعت 8:55 توسط راز
|