=== دانه های تسبیح ==========
من که تسبیح نبودم ، تو مراچرخاندی
مشت به مهره ی تنهایی من پیچاندی
مهردستان تو دنبال دعایی می گشت
بارهــــا دور زدی ذهن مــرا گــرداندی
ذکرها گفتی و بر گفته ی خود خندیدی
از همین نغمه ی تاریک مـرا ترساندی
برلبت نام خدا بود ، خدا شاهد ماست
بر لبت نــام خدا بــود و مرا رقصاندی ؟
دست ویرانگرتوعادت چرخیدن داشت
عادتت را به غلط چرخه ایمان خواندی
قلب صد پارهء من مهرهء صد دانه نبود
توولی گشتی واین گمشده رالرزاندی
جمع کن رشتهء ایمان دلم پاره شده ست
من که تسبیح نبودم ، تو چرا چرخاندی !
================================
================================
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم دی ۱۳۸۹ ساعت 9:29 توسط راز
|