آغوش گرم خدا را می خواهم

دلم آغوش می خواهد

برای روزهای سرد و طوفانی

برای چشم های تا ابد گریان و بارانی

به یاد روز های کودکی

دلم آغوش می خواهد

غریبه ، آشنا ، خوشحال یا گریان

فرشته یا ملک ، ابلیس یا شیطان !

دلم آغوش می خواهد

....

چرا شیطان ؟؟؟؟؟

زمانی که برای درد و دل هایم جوابی نیست

تمام آرزوهایم به جز نقش سرابی نیست

در آن هنگام

که فریاد من از هفت آسمان بگذشت و از آن سو صدایی نیست ؛

دلم با ناله و با درد می پرسد ؛ خدایی نیـست ؟؟؟

اما نه

خدایی هست

خدای مهربان و آشنایی هست .

میان کوچه های زندگی

من ، توشۀ تنهاییم بر دوش

خــــــــــــدایــــــــــا !

باز کن آغـــوش گرمت را