===همه چیزو ازم گرفت===========
صبح فردا شد ديدم رد پاتو ازم گرفت
تا مي خواستم به چشمهاي روشنت نگاه كنم
مال ديگري شدي و چشماتو ازم گرفت
تو رو جادو كرد يكي با يه چيزي مثل طلسم
اثرش زياد بود و خنده هاتو ازم گرفت
تو با من حرف مي زدي نگاهت جاي ديگه بود
خدا لعنتش كنه ، اون ، نگاتو ازم گرفت
لحظه هات يه وقتهايي مال دوتامون مي شدن
اون حسود ، اون، دو سه تا لحظه ها تو ازم گرفت
خيلي وقته سختمه که ديگه تنفس بكنم
يه جور عجيبي انگاری هواتو ازم گرفت
خدا دوست نداشت بيام پيشت وكنار تو باشم
باورت نمي شه بگم حس دعاتو ازم گرفت
دست روزگار چه قدر با من و با آرزوم بده
لحن فيروزه اي مريمهاتو ازم گرفت
سلامت ، خداحافظيت عزيزم هاي نقره ايت
حرف آخر ، به امون خداتو ازم گرفت
تو حواس واسم نذاشتي چه كنم از دست تو
نمي خواد بپرسي چي ، خودم دارم به مي گم
تو يه خط خوردگي دنيا ، صداتو ازم گرفت
يه كم از برگشتن قشنگ تو وقتي گذشت
يكي اومد و يه ذره وفاتو ازم گرفت