ازعشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر می شویم،

از دوست داشتن هرچه بیشتر ،تشنه تر.


عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق می کشاند،

دوست داشتن جاذبه ای در دوست ، که دوست را به دوست می برد.


عشق تملک معشوق است،

دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست.


عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند،

دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز می خواهد  ومی خواهد که همه ی دل ها

آنچه را او از دوست در خود دارد ،داشته باشند.


در عشق رقیب منفور است،

در دوست داشتن است که: “هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند

که حسد شاخصه ی عشق است


عشق معشوق را طعمه ی خویش می بیند

و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید

و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و معشوق نیز منفور می گردد

دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است

یک ابدیت بی مرز است  و از جنس این عالم نیست


=================== دکتر شریعتی ==================